ورزش

خرید بک لینک

با سلام واحترام خدمت تمام دانشجویان و دانش آموختگان هلیلانی

به استحضار می رساند در راستای ارتباط هر چه بیشتر بین دانشجویان ودانش اموختگان هلیلانی با هدف کمک و ارتقای سطح علمی و فرهنگی بخش هلیلان در نظر داریم انجمنی با عنوان« انجمن دانشجویان ودانش آموختگان هلیلان» را تاسیس نمائیم لذا از تمام دوستان هلیلانی خواهشمندیم در این راستا به آدرس وبلاگی که این زمینه درست نموده ایم مشخصات خود را ارسال نمایند که در فرصت مقتضی در یک گردهمایی در مرکز هلیلان انشالله با کمک همدیگر و همکاری مسئولین استانی این انجمن را راه اندازی نماییم پیشاپیش از بذل عنایت و همکاری شما دوستداران هلیلان نهایت تشکر و قدر دانی را داریم.


ورزش...

ما را در سایت ورزش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ilia بازدید: 145 تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1392 ساعت: 22:58

سلام

خوفید ؟
راستی من یه قالب سازی زدم که توش قالب از انه می ذارم.

اگه خواستید سر بزنید و اگه قالبی خاستید ایمیلتون رو بدید تا براتون بفرستمش.

اینم ادرسش: http://anne-sheirly2.blogfa.com/

پس فهلا ...بای...


ورزش...

ما را در سایت ورزش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ilia بازدید: 200 تاريخ: يکشنبه 5 آبان 1392 ساعت: 20:04

صلوات بزرگ

اَللّهُمَّ صَلّ عَلي سَيّـِدِنا مُحَمَّدٍ و آلِهِ مَااخْـتَلَفَ الْمَلَوانِ وَ تَعاقَبَ الّعَصْرانِ وَ كَرَّالْجَديدانِ

وَسْتَقْبَلَ الْفَرْقَدانِ و َ بَلّّغْ رُوحَهُ وَ اَرْواحَ اَهْلِ بَيْتِهِ مِنَّــا التَّحِيَّةَ وَالسَّلام.

ترجمه:

خدايا بر آقای ما محمّد و خاندان او درود فرست [البته در منبع لفظ "و آله" نيست] مادامی که "ملوان"(شب و روز) در رفت و آمدند و "العصران"(صبح و عصر) پشت سر هم می آيند و دو جديد (تولد و مرگ يا شب و روز) ظهور پيدا می کنند و تا "الفرقدان" آن دو ستاره همگن، سو سو می نمايند و پيوسته به روح پيامبر و ارواح اهل بيتش از جانب ما تحيّت(1) و سلام بفرست.

صلوات مزبور در کتاب های معتبر وجود ندارد. تنها منبعی که آن را ذکر کرده تفسير روح البيان است به اين شرح :

آورده اند که کسى نزد سلطان محمود غزنوى آمد و گفت: مدّتى بود که حضرت پيغمبر(ع) را می خواستم که در خواب ببينم و غمى که در دل دارم به آن دلدار غمخوار بازگويم . همه شب ديده نگشايم از خواب بو که در خواب بدان دولت بيدار رسم [قضا را سعادت مساعده نموده، شب دوش بدان دولت بيدار رسيدم و رخسار جانفزاى جهان آرايش «کالقمر ليلة البدر و کالروح ليلة القدر» ديدم .چون آن حضرت را منبسط يافتم گفتم :يا رسول اللّه! هزار درم قرض دارم. اداى وی را قادر نيستم و مى ترسم که اجل در رسد و وام در گردن من بماند. حضرت پيغمبر(ص)فرمود که نزد محمود سبکتکين رو و اين مبلغ ازو بستان. گفتم :يا سيّد البشر! شايد از من باور نکند و نشانى طلبد. گفت: بگو بدان نشانى که در اوّل شب که تکيه می کنى سى هزار بار بر من درود مى دهى و به آخر شب که بيدار می شوى سى هزار نوبت ديگر صلوات مى فرستى، وام مرا ادا کن.
سلطان محمود به گريه درآمد و او را تصديق کرده قرضش ادا کرد و هزار درم ديگرش بداد. ارکان دولت متعجب
شده گفتند: اى سلطان! اين مرد را درين سخن محال که گفت تصديق کردى و حال آنکه ما در اول شب و آخر با توييم و نمى بينم که به صلوات اشتغال می کنى و اگر کسى به فرستادن درود مشغول گردد و به جدی و جهدى که زياده از آن در حين تصور نيايد در تمام اوقات و ساعات شبانه روز شصت هزار بار صلوات نمی تواند فرستاد. به اندک فرصتى در اول و آخر شب چگونه اين صورت تيسير پذير باشد؟ سلطان محمود فرمود که من از علما شنوده بودم که هر که يک بار بدين نوع صلوات فرستد چنان باشد که ده هزار بار صلوات فرستاده باشد و من در اول شب سه نوبت و در آخر شب سه کرّت اين را مى خوانم و چنان می دانم که شصت هزار صلوات فرستاده ام. آن گريه که کردم از شادى بود که سخن علما راست بوده و حضرت رسول عليه الصلاة و السلام برآن گواهى داده .

اين جملات اعتباری ندارد و از جانب معصوم نرسيده است. اولا فردی ناشناس مُدّعی می شود که پيامبر را در خواب ديده و از ايشان برای ادای قرض کمک طلبيده است و حضرت او را به محمود غزنوی که از سُنّيان بسيار متعصّب می باشد و با اهل بيت و دوستان آنان عِناد شديد دارد، حواله می دهد و اين صلوات را به عنوان نشانه ای به محمود ارائه می دهد. در حالی که خواب غير معصوم حجّت نيست و اعتبار ندارد. دوم اين که محمود اعلام کرده که از عالِمان (معلوم هم هست که عالمان متعصب سنی منظورش بوده که معلم او بوده اند)شنيده بودم كه هر كه يكبار بدين نوع صلوات فرستد چنان باشد كه ده هزار بار صلوات فرستاده باشد و پيامبر در خواب قول عالمان را تاييد کرد. سوم اين که چنين ذکر پر ثوابی را پيامبر در زمان حيات خود به مردم معرفی نکرده ولی اينجا در خواب اين ثواب را تأييد می کند و از پيامبر بعيد است که مردم را در زمان حيات از ثواب چنين عمل پرثوابی محروم بدارد. چهارم اين که راوی و ناقل با ذکر اين خواب با اين جزئيات در صدد بوده سلطان محمود متعصب و دشمن اهل بيت را مورد نظر پيامبر معرفي کند.(2) با توجه به موارد بالا اين داستان و اين ذکر اعتباری ندارد و به آن توصيه نمی شود. در مورد اذکار صلوات به صورت مستند از پيامبر ذکر هايی رسيده که صلوات فرستادن با آن صورت ها را توصيه می کنيم.

۱- تَحِيَّت : (مصدر عربی)، سلام گفتن، درودگفتن
2- ر.ک: حقی بروسوی، اسماعيل، تفسير روح البيان، دار الفکر بيروت، ج 7، ص 235 [سورة الأحزاب(33) آية 56].

آيه صلوات در قرآن:

درسوره احزاب كه سی و سومين سوره قرآن است در آيه 56 آمده است:

اِنَّ اللهَ وَ مَلائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَی النَّبي ، يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلِّمُوآ تَسْليماً.

خدا و فرشتگانش بر اين پيغمبر صلوات و درود می فرستند، ای كسانی كه ايمان آورده ايد، بر او صلوات و درود

بفرستيد وبا تعظيم وتسليم بر او سلام گوييد.


امروز دوستان خوبم یه سایت در زمینه تی شرت محرم دیدم خوشم اومد عکس های تی شرت محرم را از این سایت گذاشتم

تی شرت ماه محرم

تی شرت ماه محرم

خرید آنلاین تی شرت محرم

خرید آنلاین تی شرت محرم

تی شرت های محرم

تی شرت های محرم


ورزش...

ما را در سایت ورزش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ilia بازدید: 179 تاريخ: شنبه 4 آبان 1392 ساعت: 21:12

راستش ماجرا ازونجا شروع شد که من از اول ذهنیت مثبتی به خانواده همسرم نداشتم.مادر همسر من آدم بدی نیست.که طبق برداشت دیگران و قضاوت اونها آدم خوبی هم هست.خوبیش اینه که آدم مثبتیه.یعنی خیلی کم پشت سر کسی حرف میزنه و عصبانی میشه و یکجورائی حرص منو در میاره.توی این دو-سه سال خیلی خیلی کم دیدم که پشت سر کسی حرف بزنه،احيانا به كسي تهمت بزنه و يا اصلن نديدم حرف و كلام زشت و نابجائي از دهنش در بياد.ازون مدل آدمهائیه که نمیشه فهمید ذات و درونش چیه.چون خیلی مدیر و مدبرانه رفتار میکنه.برعكس مامان من .كه همه درونش كف دستشه و واسه همه بروز ميده.و سريع خشمگين ميشه و سريع خوشحال ميشه.

اين خانم(مامی شوهر من)اوایل خیلی تلاش میکرد که خودش رو به من نزدیک کنه .مثلن هر روز (از زمان خواستگاری بگیر برو تا یکسال پیش) زنگ میزد وخلاصه شروع میکرد به صمیمیت تا اونجائی که با خواهرم هم خیلی صمیمی شده بود و مدام پیگیر حال و احوالش بود-ولی از همون اول نتونستن با مامانم رابطه خوبی برقرارکنه-یکی از سیاستهای بارز رفتاریش که ازهمون اول نمود پیدا کرد این بود که مثلا:

زمان خرید نشان،من و شوهر جان خودمون دو تائي راهمون رو كشيديم و رفتيم خريدنشان !و ايشون هم مرتبا زنگ ميزد كه ببخشيد ما نيستيم و اگه من بودم ،چون وسواس در خريد حتي يك جفت جوراب دارم(اینو راس میگه)شما ماهها هم نمیتونستید خرید کنید و رودروایستی نکن و اگه پول نیاز داشتید ما هستیم و بگید سریع کارت به کارت میکنیم و... . من هم که در اینجور مواقع اوایل(و هنوز هم گاهی)گوشهام به سرعت رشد میکنه و مخملی میشه کلی بابت اینکه چه خوب در خرید و انتخاب استقلال دارم خوشحال بودم (البته این جنبه اش واقعا خوب بود )واسه خرید نشانم هم یک گردنبند فیروزه با چند تا نگین جواهر روش از میلاد نور خریدیم .و روزهای بعد هم برای خرید حلقه با مامان بی سیاست من رفتیم و یک حلقه مارکیز باز از همون میلاد نور خریدیم و این بود کل خرید من !توسط همسر!اگرچه از حساب مشترک بیزینسی که اونموقع من و همسر راه انداخته بودیم یک گردنبند جواهر فلاور اونموقع خریدم نزدیک ۵ تومن ولی خب چیزی که کل پولش رو همسر داده باشه و خانوادش همین دوقلم بود.(که الان که فکر میکنم میبینم کل پول رو همسر داده احیانا)البته که بعد از عقد و در همون هفته های اول چنان اختلافات سنگینی بین ما پیش اومد که من و همسر خیلی به جدائی حتی فکر میکردیم در این دوران و این قضیه هم مزید بر علت شد که خیلی آداب و رسوم در سایه این اختلافات عمیق ناپدید بشه.. . و من هنوز وقتی یادم میافته اون قضایا آتیش میگیرم و میفهمم چه کلاه گشادی سرم رفت!.

بگذریم..

خلاصه که من خیلی رک و راست در زمان اختلافات عمیق دوران عقدمون (طبق اعلام مشاور )گفتم خانواده ها حق ندارن دیگه دخالت کنن(با همین ادبیات)-چون اون دوره بحث و اختلاف اصلی بین مامان من و خانواده همسر من بود!!اینجور مامان با سیاستی دارم من-و چون مادرم حاضر به کنترل اخلاق خودش نبود طبق اعلام روانشناس مجبور به قطع ارتباط شدیم و بعد ازون تلفنهای مادر همسرم کلا و به کل قطع شد.. .

بدین شکل که سنگینی سایه این حرف به خریدهای عروسی هم کشید و من خودم تنها کارت همسر رو بر میداشتم و میرفتم خرید لباس عروس و ..آینه شمعدان و جواهرات!!و حتی همسر هم نبود و با مامان بابام میرفتم و عجب غلطی هم میکردم!

بگذریم...

رابطه من با خانواده همسرم فراز و فرود زیاد داشت.یک مدت بعد از عروسی دیدم نه اینها اونقدرام بد نیستن و گوشهام دوباره رشد کرد و باهاشون خوب شدم.من دو تا خواهر شوهر دارم که کلا جزء آدمیزاد حسابشون نمیکنم.ازون دخترای بشددت مثبت هستن که اصلا باهاشون حال نمیکنم.یک مدت باشون اس ام اس بازی میکردم و ...گاهی تلفنی و... که دیدم نه فایده ای نداره و اینا آدم بشو نیستن اونم قطع کردم.

پدر همسرم که مقوله ای جداست!!و خودش یک پست جداگونه میخواد که در موردش حتما مینویسم بعدا.

خلاصه که یک مدت که من با اینا خوب شدم باز دیدم که نه اینا خواسته های منو هیچ اهمیت نمیدن.مثلا تولدم میومد و میرفت ،سالگرد ميمومد و ميرفت و اينا به روي خودشون نمياوردن!! و من ناراحت ميشدم پس خودم رو كم كم كشيدم كنار.الان نزديك به ۳-۴ ماهه رابطه ام خيلي خيلي با هاشون كمرنگ شده و اونا هم اگه چه بظاهر حفظ ظاهر ميكنن ولي مثلت عيد غدير با اينكه من سيد هستم يك زنگ نزدن به من (فقط پدر شوهر بهم اس ام اس داد که کار همیشه شه).

خلاصه که با کمال پرروئی اینهفته دارن میان.که برن عروسی نوه عموی همسر!!من موندم خدا این مادر شوهر منو چطور خلق کرده که انقده پرروه!!!چند بار گفت چن وقت پیش میخوام بیام تهران به روی خودم نیاوردم وچند روز پیش همسر گفت که میخوان بیان برن عروسی ...!! من موندم ازین همه روئی که اینا دارن.پارسال یک بار۴ نفری (پدر و مادر همسر و دو خواهر)اومدن و من وسط هفته گذاشتم با مامانم اینا رفتیم شمال!(از قبل برنامه ریزی کرده بودیم و همسر هم قبول کرد!)

حالا خوبه من روی خوش بهشون نشون نمیدم اگه میدادم نمیدونم چی میشد.حالا هم باز چن وقت پیش مامی همسر هی پشت هم سوزنش گیر کرده بود که محرم(تاسوعا -عاشورا)تهران عزاداریاش خیلی با حاله و خوبه و پارسالم میگفت منم که حوصله ندارم روزهای غم انگیز و دلگیر عاشورا-تاسوعا رو بشینم روزگارم رو با اینا سپری کنم باز بروی خودم نیاوردم .تا اینکه دیروز همسر میپرسید عاشورا-تاسوعا کی هستش؟!!!و فهمیدم احتمالن مامیش گفته.

خلاصه احتمالا ۵ شنبه میان.منکه باهاشون حرف و تلفنی ندارم به همسر گفتن.مجبورم تحملشون کنم و بروی خودم نیارم .امیدوارم خیلی احساساتی نشم چه مثبت چه منفی!و زودتر هم برن پی کارشون.


ورزش...

ما را در سایت ورزش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ilia بازدید: 147 تاريخ: شنبه 4 آبان 1392 ساعت: 13:17

اطلاعیه شماره 4:


لیگ خلاقیت و نو آوری


ویژه دانش آموزان و دانشجویان


به لیگ های مسابقات اضافه شد.




ورزش...

ما را در سایت ورزش دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: ilia بازدید: 177 تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1392 ساعت: 20:18

صفحه بندی